تبلیغات
زبان و ترجمه - یادگیری زبان توسط كودك
 
زبان و ترجمه
جامع ترین سایت زبان انگلیسی و مطالعات ترجمه
درباره سایت


وبگاه «زبان و ترجمه» در سال 1384 فعالیت خود را آغاز کرد. این وبگاه در آغاز فعالیت خود، توسط گروهی از دانشجویان رشته ی مترجمی زبان انگلیسی مدیریت می شد. اکنون پس از گذشت بیش از ده سال، وبگاه «زبان و ترجمه» یکی از پر بازدید ترین وبگاه های تخصصی در حوزه ی زبان و ترجمه محسوب می شود.

مدیر سایت : صادق خجسته پناه
نظرسنجی
نظر شما در مورد مطالب و محتوای سایت چیست؟








یادگیری زبان توسط كودك


امروزه یكی از بحث انگیز ترین سوالات مطرح شده در زمینۀ زبان، چگونگی فراگیری زبان مادری توسط كودك است. علی رغم  نظرات بسیار در این خصوص، هنوز پاسخی قاطع بدین سئوال داده نشده است. در تمام نظرات موجود، این مسئله مطرح است كه آیا زبان پدیده ای است ذاتی یا اكتسابی؟

از میان فلاسفه، تجربه گرایان و از میان روانشناسان، رفتار گرایان معتقدند زبان مخلوق اجتماع است و جنبه اكتسابی دارد.

رفتار گرایان ذهن كودك انسان را به هنگام تولد همچون لوح سفید و نانوشته ای   (tabula rasa ) می دانند كه هیچ نقشی بر آن نیست و هر آنچه كودك می آموزد محصول تجربه و زندگی در اجتماع است . از میان رفتار گرایان اسكینر، رفتار كلامی را در چارچوب نظریه تثبیت شدگی تعیین كرد. وی معتقد بود گفتن و شنیدن پاسخهایی هستند كه مانند هر پاسخ  دیگری متاثر از تقویت اند و هر گونه بیانی اگر تقویت شود تكرار می گردد.




در مقابل دیدگاه رفتار گرایان ، فطری گرایان قرار دارند كه بر این اعتقادند زبان ،خاص انسان است و شالوده های زیست شناختی و تكاملی دارد. ازمیان فطری گرایان، چامسكی بیش از همه به انتقاد از رفتار كلامی اسكینر پرداخت. وی یاد گیری زبان را همانند یادگیری عمل ضرب از نوع یادگیری قاعده می داند و معتقد است زبان آموزی كودك از هیچ آغاز نمی شود بلكه بخش بزرگی از آن طریق ژنتیك به كودك انسان انتقال می یابد.

 همه زبانها دارای خصوصیات مشترك و بنیادینی هستند و ذهن كودك انسان به گونه ای آفریده شده كه هنگام تولد این ویژگی های مشترك را به همراه دارد. این اصول ذاتی(LAD) بعدها با تجربه ای كه كودك از محیط كسب می كند دست به دست هم می دهند و زبان خاصی را كه كودك به عنوان زبان مادری به آن صحبت خواهد كرد تشكیل می دهند. یكسان بودن الگوهای فراگیری زبان توسط كودكان سراسر جهان و هماهنگی آنها با رشد جسمانی و سن كودك، تشویق های والدین از تمام گفته های اولیه كودك؛ خواه دستوری وخواه غیر دستوری، حساس بودن كودكان تنها به برخی از محركهای محیط از جمله تمایزات فاصله و عمق بصری ،چهرۀ افراد و اشیاء، تفاوت میزان مقلد بودن كودكان، تقلید الگوهای ازپیش یاد گرفته توسط كودك، ساخت جملات بدون محرك از سوی كودك، عدم قرار گیری كودك در برابر آواهای مجرد، توانایی تولید صداهای babbling از سوی كودكان ناشنوا و نیز كودكان شنوای والدین ناشنوای لال و... همراه با بسیاری علل دیگر و از آن جمله همبستگی های فیزیولوژیك مختص به زبان در انسان، واقعیاتی هستند كه فطری گرایان برای اثبات نظر خود بیان می كنند.

 

دیدگاه رفتار گرایان در مورد زبان آموزی كودك

رفتار گرایی شاخه ای از روانشناسی است كه بیان می دارد تمام رفتارهای  انسان و حیوان تنها از طریق بررسی فرایندهای  فیزیكی و بدون توجه به فرایند های مغزی قابل مطالعه است. در نظر رفتار گرایان تمام دانش، عقیده، افكار، اعمال  و به طور كلی تمام آنچه رفتار برونی و تا حدی دنیای درونی ما را تشكیل میدهند محصول یادگیری اند و یادگیری خود نتیجه یك رشته پیوند هایی است كه بین یك دسته محرك (stimulus) و یك دسته پاسخ (response) برقرار میشود؛ به دیگر بیان، ذهن انسان در هنگام تولد همچون لوح سفید نانوشته ای است كه هیچ نقشی بر آن نیست و هر آنچه انسان كسب می كند محصول تجربه اجتماعی اوست.

از منظر رفتار گرایی، زبان آموزی عبارتست از ایجاد شدن یك رشته عادات صوتی در كودك. پدر، مادر و اطرافیان با خود و با كودك صحبت می كنند كودك به صداها و كلمات آنان گوش می دهد و به تدریج شروع به تقلید آنها می كند. در این تلاش، گاه موفق می شود و گاهی خیر؛ یعنی گاه درست تقلید می كند و گاه غلط.

وقتی صداهایی كه كودك تولید می كند شبیه به صداهای زبان بزگسالان باشد گفته او مفهوم میشود و چیزی را كه دلخواه اوست به دست می آورد. این موفقیت باعث تشویق كودك در به كار بردن مجدد آن الگو های صوتی در موقعیت های مشابه میشود. ولی وقتی صداهایی تولید كند كه شبیه به  صداهای بزرگسالان نباشد یا گفته او مفهوم نمی شود و دلخواه خود را به دست نمی آورد و یا بزرگسالان متوجه اشتباه او می شوند و گفته او را اصلاح می كنند، در نتیجه رفتار زبانی او با عدم  تایید بزرگسالان مواجه می شود. در هر دو حال عدم موفقیت او باعث تضعیف و از بین رفتن آن الگو های صوتی غلط  می شود و به این ترتیب رفته رفته كودك زبان مادری خود را یاد می گیرد.

 اسكینر روانشناس رفتار گرا، که بیش از همه درباره یاد گیری حیوانات مطالعات آزمایشگاهی انجام داده ، در كتاب معروفش " رفتار كلامی verbal behaviour" كوشیده اصولی را كه از یاد گیری حیوانات استخراج كرده است در توجیه زبان آموزی كودك به كاربندد. وی معتقد است رفتار كلامی را میتوان در چارچوب نظریه تقویت (reinforcement)  تبیین كرد. به اعتقاد وی، گفتن و شنیدن پاسخهایی هستند كه مانند هر پاسخ دیگری متاثر از تقویت اند؛ بنا بر این، هر گونه بیانی اگر تقویت  شود تكرار می گردد.

اسكینر پاسخ های كلامی را بر حسب چگونگی رابطه آنها با تقویت، یعنی بر حسب اینكه چه كاری انجام می گیرد تا تقویت دریافت شود ،طبقه بندی كرده است.این طبقه بندی به طور خلاصه عبارتست از :

1-خواست              2-نامیدن             3-رفتار پژواكی             4-رفتار خود سنجی

1-خواست: برآورده شدن درخواست مطرح شده در یك رابطه كلامی، سبب تقویت خواست(بیان) می شود و بار دیگری كه نیاز به وجود بیاید شخص احتمالا همان خواست را تكرار میكند.

2-نامیدن: مثلا  كودك در حضور یك عروسك با تكرار گفتن واژه عروسك نوعی تقویت تعمیم یافته را دریافت میكند.

3-رفتار پژواكی: وقتی پاسخ كلامی شخص دیگری عینا و كلمه به كلمه تكرار شود تقویت می گردد. رفتار پژواكی پیش نیاز رفتار كلامی پیچیده است.

4-رفتار خود سنجی: اصطلاح خود سنجی برای نشان دادن رفتاری كه مبتنی بر سایر رفتارهای كلامی یا وابسته به آنها است به كار می رود.

 

1-یادگیری پاسخ-مشروط(conditioned-response learning):

در یادگیری پاسخ-مشروط ، محرك طبیعی؛ به عبارت دیگر،محرك شرطی نشدهUS)) تولید یك پاسخ غیر شرطی(UR) می كند كه می توان توسط محرك شرطی شده آنرا مورد تقویت مثبت قرار داد.

افراد بزرگسال با كودك صحبت می كنند(US) و او در پاسخ، چیزهایی  به زبان می آورد (UR). در این صورت بزرگسالان به طور فزاینده و به صورت مثبت،صحبت گرامری كودك را تقویت می كنند(CS).كودك نیز به گونه ای گرامری تر،پاسخ می دهد(CR).

 


2-تقلید(imitation):

تقلید مفهومی است در فرا گیری زبان كه به رفتار كودكان در نسخه برداری از زبانی كه در اطرافشان میشنوند اشاره دارد. در این دیدگاه كودكان با  تكرار طوطی وار آنچه از محیط می شنوند زبان را یاد می گیرند.در تقلید هیچ گونه شناختی وجود ندارد.


 

3-فرضیه آزمایی(hypothesis testing):

فرضیه آزمایی را می توان یاد گیری از طریق آزمایش و خطا نیز نامید.به نظر میرسد كودك درباره چگونگی كاركرد زبان حدس هایی می زند و این حدسیات  (فرضیه ها) را در گفتار در معرض آزمایش قرار می دهد.

 

استدلالهای مخالف یادگیری پاسخ- مشروط:

1-مشكل می توان میان حتی ساده ترین زبان كودك و برخی محركهای احتمالی آن در محیط رابطه ای  تصور نمود.به  طور مثال تمام مادران و پدران در حالیكه به خود اشاره می كنند كودك خود را به گفتن كلمه mommy  وdaddy ترغیب میكنند ولی اولین كلمه ای كه كودك به زبان می آورد غالبا كلمه ای غیر قابل انتظار و بدون محرك مانند mickey,pudding,… است.

2-كودكان مكررا كلماتی را ادا می كنند كه محركی برای آنها وجود نداشته است(در محیط نشنیده اند) مانند goed,mans و جملات دارای 2 منفی از قبیل:

I m not afraid of nothing

3-در یادگیری زبان درك مطلب باید قبل از تولید كلامی باشد و از آنجا كه والدین غالبا نمی فهمند چه زمانی درك مطلب صورت گرفته است نمی توانندآن را تقویت كنند.بنابر این دركهای اولیه را نمی توان تقویت كرد. شواهد موجود اثبات میكند كودكان قبل از شروع به صحبت، گفتار را درك می كنند.مثلا كودك یك ساله كلمه  mommyرا تصادفا تولید نمی كند تا پس از تولید آن مادرش به او بگوید این كلمه ایست كه به مادر دلالت می كند بلكه كودك از همان ابتدای تولید، معنای  این كلمه را می داند.

4-در اوایل دوران زبان آموزی پدر و مادر تمام گفته های كودك را تقویت می كنند  نه فقط گفته های گرامری او را، كه تعداد آنها در آن زمان بسیار محدود است.طبق شواهد به دست آمده كودك گفته هایی از قبیل her curl my hair را بیان میكند و مادر با شادی با این گفته موافقت می كند .والدین عبارات كودك  از قبیل baby room را به آسانی تعبیر می كنند و آنرا با پاسخی نظیر  That s right,baby is in her room  تقویت می نمایند.این در حالیست كه علی رغم تشویق های والدین حتی از صورتهای غیر دستوری كودك ، او در پایان دوره زبان آموزی فقط صورتهای گرامری تولید می كند.

استدلال های مخالف یاد گیری از طریق تقلید:

1-همانگونه كه پیش از این ذكر شد درك مطلب قبل از تولید حادث میشود.حال این سئوال مطرح می شود كه كودكان چگونه می توانند درك را تقلید نمایند؟یا چگونه می توانند آنرا تشخیص بدهند تا بتوانند تقلید نمایند؟مثال زیر بهتر می تواند عدم وجود تقلید را در مراحل اولیه زبان آموزی نشان دهد:

David :  [ask to ride the] mewy-go-wound.

2nd child : David wants to go on the mewy-go-wound.

David :  you didn't say it wight.

 

(clark and clark,1977,p:385)

 

آنچه جالب توجه است این است كه در حالی كه دیوید خود، به جای[r] صدای[w] تولید می كند هنگامی كه در تلفظ فرد دیگر [w] به جای[r] تولید می شود، اشتباه را درك می كند.

2-میزان مقلد بودن كودكان با یكدیگر متفاوت است یعنی برخی بیشتر و برخی كمتر تقلید می كنند .با این وجود همه كودكان سالم و طبیعی در سراسر جهان تقریبا به طور همزمان شروع به صحبت می كنند و همگی غالبا در سنین 4 تا 6 سالگی  به زبان مادری خود مسلط میشوند.

3- كودكان معمولا چیزهایی را خوب  تقلید می كنند كه از قبل یاد گرفته باشند  و چیزی را كه قبلا نشنیده اند تقلید نمی كنند.

Child:    Nobody don’t  like me.

Mother:  No,say "nobody likes me."

Child:    Nobody don’t  like me.

Mother:  No,now listen carefully. Say "nobody likes me."

Child:    Oh! Nobody don’t like me.

 

(McNeil,1966,p:67)

4-حتی زمانی كه از كودك بخواهند جمله ای را تقلید نماید او بخشهایی از جمله را كه در ورای سطح توانش او قرار دارند نادیده می گیرد.از قبیل برخی تكواژهای دستوری در تقلید های صورت گرفته توسط كودكی 2 سال و نیمه  به نام Donnie:

Adult                                                        donnie                                        

This is a round ring.                                   This ring.                            

Is it a bus?                                                 It a bus?                                   

 

(Ervin,1964,p:168)

 

5-اگر كودكان از طریق تقلید زبان را بیاموزند پس باید انتظار داشت كه برخی تكواژهای دستوری را كه مكررا در زبان به كار می روند زودتر یاد بگیرند.ولی همچنانكه در مثال مشاهده شد كودكان تا حدود 2 سالگی عمدتا تكواژهای دستوری تولید نمی كنند.

6- تصور می شود كودكان شنوایی كه توانایی تقلید ندارند مانند كودكانی كه به دلیل نوعی بیماری و یا جراحی حنجره نمی توانند صدایی تولید كنند با سرعت كمتری زبان را بیاموزند .ولی بررسی ها نشان داده است كه این كودكان پس از بر طرف شدن بیماری، هنگامی كه مجددا قادر به  تولید صدا می شوند مقدار زیادی زبان آموخته اند.

7-تولید جملات دارای 2 منفی و نیز جملات سئوالی از قبیل ?What I can do  و ...توسط كودك در شرایطی كه از اطرافیان نمی شنود  تا بتواند با تقلید، آنها را تولید نماید، گواه دیگری بر رد نظریه تقلید  است.

 

استدلالهای مخالف یاد گیری از طریق فرضیه آزمایی:

مهمترین مشكل درتوجیه فرضیه آزمایی در یاد گیری زبان، این سئوال مهم است كه این فرضیه ها  چگونه توسط كودك  شكل می گیرند؟واضح است كه كودكان، زبان شناسان مجرب و آموزش دیده ای نیستند كه زبان نا نوشته ای را در گوشه ای از جهان پیدا كرده و آنرا بازسازی كنند.به نظر غیر ممكن می رسد كه به كودكان بتوان توانایی ها و قدرتهای عقلانی و پیشرفته استنتاجی را منسوب كرد .در نتیجه می بایست فرضیه های زبانی كه كودكان به آنها می رسند را غریزی دانست. بررسی نحوی جملات كودكان بیانگر این نكته است كه با وجود اشتباهات بسیار در نخستین دوره های  زبان آموزی، كودك به رغم داده های زبانی اندك خود،اغلب به گونه ای غریزی به سوی فرضیه درست راهنمایی می شود.برای مثال  كودكان انگلیسی، از حدود 2 سا لگی كه  قادر به كاربرد  حروف تعریف the,a,an  می شوند ،علی رغم پیچیدگی ها ی بسیار قوانین مربوط به كاربرد حروف تعریف ، با اشتباهات بسیار معدودی آنها را به كار می برند. 


تنظیم: نرجس خسروجردی



نوع مطلب : زبان شناسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
14 دی 88 12:05
تو مرگ بر موسوی میگویی در حالیکه دوربین ها رو به تو است برای پخش مستقیم از کانال سراسری . من مرگ بر دیکتاتور میگویم در حالیکه باتوم ها رو به من است . تو را با اتوبوس می آورند و برای من خیابان ها را میبندند . تو را مردم مینامند و من را فتنه گر . تو امنیت شغلیت تامین شده و من نگران امنیت جانیم هستم . در میان شما پرچم و پوستر پخش میشود و در میان ما اشک آور و گاز فلفل . این است فرق من و تو
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :