تبلیغات
زبان و ترجمه - رابطه زبان و تفكر:فرضیه نسبیت زبانی ساپیر و ورف
 
زبان و ترجمه
جامع ترین سایت زبان انگلیسی و مطالعات ترجمه
درباره سایت


وبگاه «زبان و ترجمه» در سال 1384 فعالیت خود را آغاز کرد. این وبگاه در آغاز فعالیت خود، توسط گروهی از دانشجویان رشته ی مترجمی زبان انگلیسی مدیریت می شد. اکنون پس از گذشت بیش از ده سال، وبگاه «زبان و ترجمه» یکی از پر بازدید ترین وبگاه های تخصصی در حوزه ی زبان و ترجمه محسوب می شود.

مدیر سایت : صادق خجسته پناه
نظرسنجی
نظر شما در مورد مطالب و محتوای سایت چیست؟








فرضیه نسبیت زبانی ساپیر و ورف و نقدی بر آن

یكی از مباحث مهم و قدیمی در روانشناسی و زبانشناسی شناخت رابطه زبان و تفكر است. از دیر باز این تصور همواره وجود داشته است كه زبان بر شیوه تفكر و جهان بینی ما تاثیر می گذارد و از آنجا كه هر زبان تصویر متفاوتی از واقعیات جهان خارج به دست می دهد، طبعاً ما نیز جهان را آنچنان درك می كنیم كه زبانمان ترسیم می كند.

 

 Edward Sapir (L) and Benjamin Whorf (R)l

فرضیه نسبیت زبانی در ابتدا توسط زبانشناسانی به نام ساپیر و پس از آن- شاگرد ساپیر - ورف معرفی شد.

ساپیر به زبان به عنوان توانش تكمیل شده در ذهن نمی نگریست بلكه آن را به عنوان پدیده ای فرهنگی – تاریخی مورد بررسی قرار می داد، ساپیر اعتقاد داشت پیوند نزدیكی میان زبان و تفكر برقرار است و بدون زبان نمی توان تفكر نمود و یا به توهم پرداخت. او معتقد بود زبان جنبه بیرونی تفكر و پتانسیل محتوایی زبان است از این جمله می توان نتیجه گرفت سایر واحدهای اندیشه را متناظر با واحدهای زبان می داند.

در این نوشتار ابتدا به معرفی ساپیر ورف می پردازیم و سپس پیشینه تاریخی روابط میان زبان و تفكر همراه با معرفی این فرضیه و نقدی بر آن مطرح خواهد شد.

الف) ساپیر و ورف:

ادوارد ساپیر یكی از معرفین این فرضیه در 26 ژانویه سال 1884 در لنینبرگ آلمان چشم به جهان گشود و پنج ساله بود كه به همراه والدینش به ایالات متحده مهاجرت كرد. در سال 1905 موفق به دریافت درجه كارشناسی ارشد در رشته فقه اللغه زبان آلمانی گردید، اما تحت تاثیر فرانس بواز Franz Boaz به سمت زبانشناسی عمومی و مردم شناسی متمایل شد و در سال 1909 به كسب درجه دكترا در رشته مردم شناسی نایل آمد. در واقع بحث ساپیر درباره نقش معنی در فرم دستوری و رابطه اینها با كاربرد زبان در انتقال افكار به عنوان سهم او از فرضیه ساپیر-ورف به شمار می آید. درحقیقت این فرضیه عمدتاً توسط شاگرد او ورف پس از مرگش مطرح شد.

بنجامین. لی. ورف نیز در 24 آوریل سال 1987 در وینتراپ متولد شد. پدر او هری ورف Hary Whorf نویسنده، هنرمند و عكاس بود. علایق اولیه ورف ستاره شناسی، تاریخ، زبانشناسی و عكاسی بود. در سال 1913 موفق به دریافت درجه كارشناسی خود در رشته مهندسی شیمی از موسسه تكنولوژی ماساچوست گردید. ورف در طول عمرش به عنوان مهندس شیمی، زبانشناس و انسان شناس شناخته شده بود. او در سال 1931 در دانشگاه ییل شروع به تحصیل در رشته زبانشناسی نمود. ورف به زبان سرخپوستان آمریكا علاقه داشته و تحت نظارت استادش ادوارد ساپیر شروع به مطالعه زبان هوپی در دانشگاه ییل كرد و در آنجا به عنوان بهترین دانشجو انتخاب شد و طی سالهای 38-1937 در آن دانشگاه تدریس نمود. ورف برای دستیابی به چگونگی كاركرد زبانها بیشتر اوقاتش را صرف مطالعه زبانشناسی نمود. او در حوزه های مردم شناسی زبان، روانشناسی زبان، لغت نامه زبانهای سرخپوسی فعالیت نمود.

ب) پیشینه تاریخی رابطه میان زبان و تفكر و فرضیه ساپیر- ورف

در مورد زبان و تفكر بسیاری از فلاسفه زبان سعی بر این داشتند تا دیدی كلی از رابطه ی میان زبان و ذهن انسان را مطرح ساخته و ماهیت عملكرد آن را باز شناسند. این موضوع از روزگاران باستان در عالم فلسفه مطرح بوده است (ك18، ص 18)

افلاطون معتقد بود كه در هنگام تفكر روح انسان با خودش حرف می زند. واتسون J.B Watson از پیشروان مكتب رفتارگرایی در روانشناسی این مطلب را به نحو دیگری مطرح كرده است: او معتقد است تفكر چیزی نیست مگر سخن گفتن كه به صورت حركات خفیف در اندامهای صوتی درآمده است. به عبارت دیگر تفكر همان سخن گفتن است كه وارده شده و به صورت حركات یا انقباض های خفیف در اندامهای صوتی ظاهر می شود. (ك 19، ص 133)

فرضیه نسبیت زبانی از جدی ترین موضوعات مورد بحث در اواخر قرن 18 و 19 آلمان محسوب می شد. این مطلب خصوصاً در كارهای یوهان جرج هامان Johann George Hamann (1788-1730)، یوهان گوتفرید هردر Johann Gottfried von Herder (1803-1744)، ویلهم فون هومبولت Wilhem von Homboldt (1835-1767) مشهود بود. (ك 8)

بنا به گفته هردر، زبان و اندیشه از یكدیگر جدایی ناپذیرند و زبان هم ابزار اندیشه آدمی است و هم محتوای آن و هم صورت آن. هردر بنای نظر خود را بر این فرض نهاده بود كه زبان و اندیشه هر دو منشائی مشترك دارند و به موازات هم پیشرفت كرده اند و با هم از مراحل مختلف و متوالی رشد و كمال گذشته اند. او بر آن بود كه چون زبان و اندیشه متكی بر یكدیگرند، ناگزیر انگاره های فكری ملتهای مختلف و ادبیات مطلوب هر یك از آنها را نمی توان به درستی خواند و متهم كرد مگر آنكه این كار در چهارچوب زبان های خود آن ملتها صورت پذیرد. (ك 15، ص 328 – 327)

هومبولت زبان را بدوا وسیله تفكر و حدیث نفس دانسته است، نه یك نظام ارتباطی حیوان گونه و نكته دیگر اینكه او به این نتیجه رسیده است كه نیروی زاینده زبان از نیروی زاینده تفكر تفكیك ناپذیر است. به بیان دیگر زبان و تفكر دو روی یك سكه هستند (ك 14، 167-165) و در واقع این معما كه زبان بر فكر تاثیر می گذارد به مقاله هومبولت با عنوان Das Vergleichende Sprachstudium باز می گردد. (ك6)

مبدا فرضیه نسبیت زبانی به عنوان بررسی جدی تر از این مفهوم فرهنگی به آرای فرانس بواز بنیانگذار مردم شناسی در ایالات متحده بر می گردد. در آمریكا، بواز با زبانهای بومی آمریكایی بسیاری از خانواده های زبانی متفاوت آشنا شد كه همه آنها با زبانهای هند و اروپایی و سامی كاملاً متفاوت بودند. بواز متوجه شد كه چگونه طریق زندگی و قواعد دستوری می تواند از محلی به محل دیگر متنوع باشد. در نتیجه او اعتقاد پیدا كرد كه فرهنگ و طرز زندگی مردم بازتابی است از زبانی كه سخن می گویند. (ك 8)

ساپیر نیز یكی از شاگردان برجسته بواز بود و در كنار بواز، لئونارد بلومفیلد Leonard Blomm Field از پیشگامان ساختگرایی آمریكایی به شمار می رفت. او با ذكر این مطلب كه زبانها دارای ساختار نظام مند و كاملی هستند به یافته های بواز وسعت و اهمیت بیشتری بخشید. او معتقد بود كه تنها یك كلمه مخصوص نیست كه طرز تفكر یا رفتار خاصی را بیان می كند بلكه طبیعت منسجم و نظام مند زبان است كه در سطح گسترده تری با فكر و رفتار پیوند می خورد. در حالیكه دیدگاههای ساپیر در طول زمان تغییرات بسیاری كرد اما به نظر می آید كه او تا اواخر عمر اعتقاد داشت، زبان صرفاً آینه فرهنگ و عادت نیست بلكه زبان و فكر در حقیقت در رابطه تاثیر متقابل با یكدیگر قرار دارند.

كار ورف در اصل نسبیت زبانی Linguistic Relativism به دیدگاه خانه زندان معروف است كه در آن یك فرد تفكر می كند و رفتار كاملاً توسط زبان فرد شكل می گیرد، ورف معتقد بود واسطه فكر و رفتار، زبان و اجتماع است.

مطالعات ورف درباره نسبیت زبانی كه در اواخر دهه 1930 انجام شد عمومیت زیادی نیافت. تا دهه 1950 كه نوشته های او پس از مرگش منتشر شد. تئوری های زبانی دهه 1960 مانند نظریه های چامسكی Chomsky بیشتر متمركز بر ذاتی بودن و همگانی بودن زبان بود و در نتیجه كار ورف از نظرها خارج شد. در اواخر دهه 1980 و اوایل 1990 با پیشرفت در زمینه روانشناسی شناختی و زبانشناسی انسان شناسانه Anthroprogical Linguistics بار دیگر فرضیه ساپیر- ورف (SWH) مورد توجه قرار گرفت و توسط نویسندگانی چون جرج لكاف George Lakoff مورد بحث و گفتگو قرار گرفت. امروزه محققان درباره چگونگی تاثیر زبان بر فكر اختلاف نظر دارند (ك 6)

اكنون با علم به پیشینه تاریخی رابطه زبان و تفكر به بررسی زوایای فرضیه ساپیر-ورف می پردازیم.

ج) فرضیه نسبیت زبانی Linguistic Relativity Hypothesis

در میان تئوری های زبانی از حیث رابطه میان زبان و تفكر، دو تئوری از اهمیت ویژه ای برخوردار است:

تئوری های ادغامی Mould Theories و تئوری های حوزه ای Cloak Theories. در تئوری های ادغامی، زبان الگویی است كه بر حسب آن لایه های تفكر شكل می گیرند و در تئوری های حوزه ای، زبان حوزه ای است كه با خصوصیات فكری مرسوم گویندگان آن مطابق است. فرضیه ساپیر به نسبیت زبانی نیز كه پیش از همه با نام ساپیر و ورف پیوند خورده است و در واقع یك تئوری ادغامی زبان است (ك 7)

شاید از همان آغاز كه انسان با زبانهای مختلف مواجه شد، به این نكته پی برده باشد كه زبان ها به شكلی واحد برای ارجاع به جهان خارج به كار نمی روند و به هنگام ترجمه ی یك متن مشكلات عمده ای برای معادل یابی واژه ها پیش روی مترجم قرار می گیرد. در انگلستان" كلاه" را می پوشند و در ایران آن را بر سر می گذارند. در ایران من" پسر خاله"،" دخترخاله"،" پسر عمو" و …. دارم در حالیكه در زبان انگلیسی همه اینها Cousin هستند. وجود نمونه های بیشماری از این دست سبب شد تا" بواز" و" ساپیر" به شكلی افراطی تر بر این نكته تاكید كنند كه جهان ما تا حدی ساخته و پرداخته ی زبان ماست. (ك 17، ص 86)

این دیدگاه را ابتدا ساپیر مطرح كرد و بعد ورف آن را بسط داد، از این رو، غالباً تحت عنوان فرضیه ساپیر-ورف شناخته می شود، هرچند بعضی ها ترجیح می دهند آن را" نسبیت زبانی" بنامند. فرضیه ساپیر- ورف را می توان به چند طریق و با درجات مختلف قاطعیت بیان كرد، اما صورت متداول آن این است: ساختار زبان ما تا حدود زیادی بر نوع درك ما از جهان تاثیر می گذارد (ك 13، ص 93)

در سال 1929 ساپیر اینچنین بیان كرد:

بشر نه در یك دنیای عینی تنها زندگی می كند و نه در دنیای فعالیت های اجتماعی كه عادتاً پذیرفته شده است، بلكه بسیار زیاد در اختیار زبان بخصوصی است كه واسطه ی بیان احساس آن جامعه است. این خطا است كه تصور كنیم، یك فرد بدون استفاده از زبان با حقیقت سازگار می شود و آن زبان صرفاً یك وسیله تصادفی برای حل مشكلات بخصوص ارتباطی است. حقیقت موضوع این است كه" جهان واقعی" به صورت ناخودآگاه بر حسب عادات زبانی یك گروه ساخته شده است. هیچ دو زبانی آنقدر شبیه هم نیستند كه نمایانگر یك حقیقت اجتماعی همسان باشند. جهان های كه جوامع مختلفی در آنها زندگی می كنند، جهان های مجزایی هستند نه صرفاً یك جهان با برچسب های مختلف …. ما می بینیم، می شنویم و تجربه می كنیم چون عادات زبانی جامعه ما زمینه را برای انتخاب های مخصوص ما از تعابیر فراهم می كند.(ك 1، ص 77) به اعتقاد ورف نیز ما درست به مانند كسی كه تا درآستانه خفگی قرار نگیرد، كمبود هوا را درك نمی كند، نسبت به ویژگی های ساختی زبان خود نا آگاهیم و اگر به سایر زبان ها توجه نشان دهیم، درمی یابیم كه زبان تنها وسیله ای برای بیان عقاید نیست بلكه" شكل دهنده عقاید است" و بدین ترتیب ما جهان را آنچنان درك می كنیم كه زبان برای ما ترسیم كمی كند (ك 12، ص 100)

در ذیل قسمتی از گفته ورف در سال 1930 آورده شده است:

ما طبیعت را در راستای خطوطی موشكافی می كنیم كه توسط زبان مادریمان مشخص شده است. جهان در جریان رنگارنگی از احساسات نمودار است كه توسط ذهنمان سازماندهی می شود. ما طبیعت را خراب می كنیم، آن را طبق مفاهیم سازماندهی می كنیم و معانی و مفاهیم را به آن نسبت می دهیم. زیرا ما طرفین قراردادی هستیم كه آن را به این شكل سازماندهی كنیم. این قرارداد البته نا آشكار و غیر قابل بیان است اما اصول آن كاملاً اجباری است. ما ابداً قادر به صحبت نیستیم، مگر توسط سازماندهی و طبقه بندی اطلاعاتی كه این قرارداد به آن حكم كرده است. (ك 1، ص 77)

ورف برای اثبات نظریه خود در مقاله ای زبان هوپی را مثال می زند. بنا به استدلال ورف از زبان هوپی نشان می دهد كه زمان در ذهن افراد این قبیله مفهومی ندارد: تنها تمایزی كه آنها در زبان خود قائل هستند میان عینیت ها و ذهنیت ها است كه در آن ذهنیت ها شامل آینده و تمامی پدیده های ذهنی می باشد، از این گذشته در زبان هوپی و در نتیجه برای گویندگان آن هیچ تمایزی میان بعد زمانی و مكانی وجود ندارد. (ك 12، ص 101) او ادعا كرد كه شیوه بهره گیری هوپی از مفهوم" آماده سازی" Prepration یعنی اعلام رویدادها پیش از وقوع برداشتی از زبان به صورت پیوسته ارائه می دهد كه با شیوه تقطیع زمان نزد جوامع غربی تفاوت دارد. این مساله بن مایه اختلافات زبانی نیز قرار گرفته است. (ك 3)

استدلال دیگر ورف جهت اثبات نظریه اش متون ترجمه شده است، اگر حتی برای یكبار سعی كرده باشد متنی را از یك زبان به زبان دیگر ترجمه كنید به خوبی فهمیده اید كه ترجمه اصلاً كار ساده ای نیست. یكی از دلایل دشواری ترجمه این است كه واژه ها در زبانهای مختلف با یكدیگر تناظر یك به یك ندارند. به عنوان نمونه، زبان انگلیسی تمایز روشنی بین معنای ape و monkey می گذارد، در حالیكه در زبان فرانسه برای این دو موجود فقط یك واژه دارد: singe. نوع خاص تر این تفاوت آن است كه زبانهای مختلف یك گستره معنایی واحد را به قطعاتی كاملاً متفاوت و دارای همپوشی تقسیم می كنند. به عنوان نمونه در انگلیسی سه واژه road، street و way تقریباً همان حوزه ای از معنا را پوشش می دهند كه پنج واژه در فرانسه پوشش می دهند اما هیچ یك از این سه واژه انگلیسی دقیقاً همتای یكی از پنج واژه فرانسه نیست. (ك 13، ص 93-92) بنابراین ورف اینگونه نتیجه گیری كرد كه ترجمه بین یك زبان و دیگری مشكل ساز و غالباً غیر ممكن است. برطبق نظر ورف، محتوا و فرم زبانی با یكدیگر آمیخته اند و استفاده از واسطه به شكل گیری معنی كمك می كند. این موضوع در نوشته های ادبی و شعر از اهمیت زیادی برخوردار است. (ك 7) فرضیه ساپیر – ورف از دو قسمت تشكیل یافته است، بر طبق اولی، قطعیت زبانی Language Determinism، زبان تعیین كننده نحوه تفكر است و در نوع دوم، نسبیت زبانی Language Relativism، مردمی كه به زبانهای گوناگون تكلم می كنند درباره جهان پیرامونشان تفكر و درك متفاوتی دارند. (ك 7)

باطنی نسبیت زبانی را اینگونه تشریح می كند:

چون تقسیمات زبان بر تقسیمات جهان خارج از منطق نیست و چون ما در قالب مقولات زبان فكر می كنیم، پس ما جهان را آنچنان درك می كنیم كه زبان برای ما ترسیم می كند. از طرف دیگر چون زبان های مختلف تصویرهای متفاوتی از جهان به دست می دهند پس هر زبانی متافیزیك مخفی و خاص خود را دارد كه سخنگویان آن در قالب مقولات نسبی آن جهان را ادراك می كنند، به عبارت دیگر سخنگویان زبان های مختلف، جهان بینی های متفاوت دارند. (ك 11، ص 188)

درحالیكه زبانشناسان كمی فرضیه ساپیر – ورف را در فرم جبری آن قبول كرده اند عده زیادی موافق با نوع تعدیل شده آن می باشند كه بر طبق آن، شیوه نگاه ما به جهان تحت تاثیر زبان مورد استفاده ما قرار می گیرد. ورف گرایی تعدیل شده در موارد زیر با فرم جبری آن متفاوت است:

• تاكید بر تفكر است كه تحت تاثیر زبان قرار می گیرد نه این كه بطور غیر قابل اجتناب توسط زبان تعیین شود.

• یك فرایند دو جانبه است. یعنی هم تفكر بر زبان، هم زبان بر تفكر تاثیر می گذارد. بنابراین نوع زبانی كه ما استفاده می كنیم تحت تاثیر مشاهده ما از جهان خارج قرار می گیرد.

• هر تاثیری نه تنها در مورد یك زبان، در مقایسه با دیگر زبانها است، بلكه به كاربرد زبان در یك گونه نسبت به دیگر گونه ها نیز نسبت داده می شود. (ك 7)

فرضیه نسبیت زبانی كه امروزه عمومیت بیشری یافته است از دو بخش عمده تشكیل شده است:

• گوناگونی زبان Linguistic Diversity

زبان ها، خصوصاً اعضای خانواده های زبانی متفاوت با یكدیگر از جهات با اهمیتی متمایزند.

• زبان بر فكر تاثیر گذار است.

ساخت و واژگان زبان یك فرد بر چگونگی تشخیص و ادراك فرد از جهان تاثیر می گذارد. (ك 8)

مشهور ترین آزمایش برای اثبات نسبیت زبانی توسط كار مایكل Car Michael، هوگان Hogan و والر Waller (1932) انجام گرفت. اشكال متفاوتی را به یك فرد نشان می دادند. هر شكل را در دو كارت و هر بار با یك توصیف مختلف به فرد نشان داده می شد. به عنوان مثال یكبار تصویر یك « هلال ماه » را كه در زیر آن برچسب « هلال ماه » درج گردیده بود و بار دیگر آن را با برچسب « حرف C » به آن فرد نشان می دادند و زمانی كه از فرد مورد نظر خواسته می شد كه چیزی را كه دیده بود، دوباره نقاشی كند، فرد بیننده بدون استثنا نقاشی را تغییر می داد تا بیشتر شبیه توصیف مربوطه شود، بنابراین تاثیر زبان را بر تفكر، به بیان دقیقتر بر حافظه نشان می دادند. (ك 3)

پیروی از تئوری ورف (كه عموماً قسمت اصلی پیكره ساپیر- ورف است) به ورف گرایی Whorfianism معروف شد. پس از ورف، كرول Carrole و كسا گرند Casa Grande (1958) از این نظریه پشتیبانی كردند آن دو ثابت كردند كه گفتار كودكان ناواهو Navahi در مورد تشخیص صورت واژه ها بهتر از كودكان آمریكا است، به این علت كه زبان ناواهو صورت های مختلفی از واژه برای گونه های مختلف اشیا دارد (ك 3) به رغم تمام نمونه هایی كه ورف برای توجیه نظر خود ارائه می كند، نمی توان آرای او را از نظر تجربی ثابت شده دانست، اكنون پس از فرضیه ساپیر – ورف به نقدهای وارد بر آن می پردازیم.

د) نقد ی بر فرضیه ساپیر ورف

نظریه ورف گرایی افراطی به شدت مورد انتقاد گرفت و هم اكنون تعداد كمی طرفدار دارد. واضح ترین اشكال آن در مورد « اصل علیت » است، چگونه یك فرد می تواند پی ببرد كه آیا زبان بر تفكر تاثیر می گزارد و یا تفكر بر آن؟ یك ویژگی توهمی (چنانكه چنین چیزی وجود داشته باشد) به اندازه زبان آن قوم نقش تعیین كننده دارد. در ارتباط با قبیله هوپی و مفهوم آماده سازی نزد آنها، احتمال قریب به یقین دارد كه آنها طی زمان دریافته اند، آماده ساز ی Prepration به ویژه در شرایط صعب به تسهیل امور می انجامد.

دومین انتقاد واضحی كه به ورف گرا ها وارد شد در مورد « بنجامین ورف » است. بروان (1958) Brown و لنبرگ (1953) Lennberg به این نكته اشاره كردند كه ورف هرگز یك سرخپوست واقعی را ندیده است. بنابراین ارزیابی او از شخصیت آنها تماماً بیهوده و بی اساس بوده است و همچنین به نظر می رسد كه برای تاكید بر روی « سیستم متفاوت تفكر » ترجمه هایش از جملات زبان هوپی تا حد امكان متفاوت از متن اصلی است. (ك 3) علاوه بر این بازنگری شواهد ورف روشن می كند كه وی در مورد تفاوت های موجود بین زبان های آمریكای شمالی و زبان های اروپایی قدری اغراق كرده است.

یكی از منتقدین سرسخت ورف گرایی (چه در مورد نظریه افراطی، چه تعدیل شده) یك زبان شناس بنام استیون پینكر Steven Pinker است. پژوهشهای پینكر نشان می دهد كه زبان و اندیشه دو پدیده مستقل از یكدیگرند. پژوهشهای وی به ویژه برای نوزادان انسان نخستی ها (primates یا میمونهای آدم نما)، در زمینه برخی از فرایندهای اندیشیدن، از قبیل یادآوری و استدلال، نشان می دهند كه تفكر بدون زبان نیز وجود دارد. از سوی دیگر مجموعه ای از تحقیقات روانشناسان بر وجود تفكر تصویری، یعنی اندیشندن به كمك تصویر ذهنی و بدون زبان صحه می گذارد. پژوهش های پینكر به شكل مستدل ثابت می كند كه روش استدلال و بسیاری از دیگر فرضیه های اندیشه در افرادی كه به جوامع زبانی متفاوتی تعلق دارند به نوعی بسیار مشابه است. نكته دیگر این است كه زبان تنها كلیتی از مفاهیم ذهنی آدمی را می نمایاند، به عبارت ساده تر، آنچه آدمی در ذهن دارد، از طریق زبان بطور كامل قابل بیان نیست (ك 17، ص 88) به بیان دیگر، بعضی مواقع مردم بخاطر محدودیت هایی كه زبان دارد، برای بیان افكار خود دچار مشكل می شوند، آنها آگاهند كه زبان برای منظور آنها كافی نیست، شاید آنها چیزی را بگویند یا بنویسند ولی فكر كنند « این كاملاً آن چیزی نیست كه می خواستم بگویم » این مطلب آشكار می سازد كه چیزی كه مورد تفكر واقع می شود مجموعه ای از كلمات نیست، چرا كه یك فرد می تواند مفهومی را درك كند بدون آنكه قادر باشد آن را در بیان جاری سازد (ك 3) علاوه بر این پینكر ادعای ورف را در مورد « زبان » در بیان هوپی بی اعتبار كرد. او خاطر نشان كرد كه یك مردم شناس به نام مالوتكی Malotki (1983) كشف كرده است كه زبان هوپی مفهوم « زمان » بسیار شبیه به ما غربیان دارد و در حقیقت دارای واحدهای زمانی و گاه شمار پیچیده ای است. انتقاد دیگری كه بر ورف گرایی وارد است در مورد مفهوم « ترجمه پذیری » می باشد. بر طبق ادعاهای ورف گرایان زبان بر نحوه تفكر تاثیر می گذارد، پس بعضی مفاهیم تنها در زبانی قابل فهم هستند كه در آن ابتدا « تصویر » شده اند (بكار برده شده اند). آنها شعر را به عنوان مدركی برای این ادعا ذكر كرده اند چندلر Chandler (1995) از پابلو نرودا Pablo Nerada شاعر، نقل می كند كه وقتی اشعار او ترجمه می شوند، واژه های ترجمه شده، در مقوله های آوایی، طنین یا وزن با واژه های متن اصلی تطبیق ندارند. اگر چه او اذعان می كند كه مفهوم مطلبی را كه بیان كرده همانگونه در ترجمه باقی می ماند. اما برای یك شاعر معنی تنها نیمی از شعر است، نیمه دیگر در صورت و ریتم شعر برای شنونده، یا ظاهر شعر در نزد خواننده آن است. بنابراین شاعر در هنگام انتخاب واژه ها به همان اندازه ای كه برای معنی واژه ها آنها را انتخاب می كند، به همان اندازه نیز معیار انتخاب، بر حسن ظاهر یا صوت و ریتم آن واژه ها می باشد. نتیجه این كه آنچه در ترجمه از بین می رود بر خلاف ادعای ورف گرایان بحث زبانی آن نیست بلكه بیشتر مقوله هنری، ریتمی و موسیقیایی آن می باشد. (ك 3)

ضربه محكمی كه پینكر بر نظریه قطعیت زبانی وارد كرد، اشاره او به افراد لال بود، او با ذكر مثال این چنین نتیجه گیری كرد كه با وجود اینكه اینگونه افراد كاملاً فاقد نطق بودند، اما قطعاً قادر به فكر كردن بودند، دارای استعداد ریاضی نیز بودند و از عهده آزمایش های مربوطه بر می آمدند. اگر زبان به طور كامل فكر را تعیین می كرد، پس این افراد قادر نبودند فكر كنند كه البته این چنین نیست.بی تردید، معروف ترین آزمونی كه جهت صحت فرضیه ساپیر- ورف انجام گرفته، در حوزه رنگ واژه ها بوده و نتایج غیر منتظره ای در پی داشته است. با توجه به گوناگونی چشمگیری كه در مجموعه رنگ واژه های مورد استفاده در هر زبان وجود دارد غالباً رنگ واژه ها را نمونه ای از ایجاد برش های متفاوت در جهان خارج توسط زبانها می دانند و احتمالاً شاهدی برای درستی فرضیه ساپیر – ورف. دو مردم شناس به نام های برنت برلین Brant Berlin و پل كی Poul key در مورد این مطلب تحقیقات گسترده ای كردند، آنها دریافتند كه سخنگویان همه زبان ها درباره پرده های اصلی رنگ واژه های زبان خود توافق مشابهی دارند، اگر چه تعداد رنگ واژه ها در زبان های مختلف متفاوت است و هر رنگ واژه در هر زبان، گستره ی متفاوتی دارد، كانون ها همیشه یكسان هستند، به عبارت دقیق تر به نظر می رسد محل كانون ها جهانی باشد و هر زبان زیر مجموعه ای از كانون های جهانی باشد و هر زبان مجموعه ای از كانون های موجود را به كاربرد. گذشته از این ترتیب انتخاب این كانون ها هم قابل پیش بینی است. ظاهراً اصطلاحات رنگ ها هم كه پیش از این جایگاه خوبی برای منتقدان فرضیه نسبیت زبانی بود تحت كنترل اصول جهانی دقیقی است و تفاوت زبانها تنها در محدوده ی چند امكان مشخص به وجود می آید.

فعالیت های برلین و كی پژوهش های وسیعی را به دنبال داشت و هر چند موارد معدودی پیدا شد كه آنرا نقض نمود، نتیجه گیری آنها هنوز در اساس متعبر و صحیح به نظر می رسد (ك 13، ص 100-98)

در نهایت چنین می توان گفت كه « نسبیت زمانی » هنوز هم یكی از مباحث داغ زبانشناسی است كه مورد توجه محققان و اندیشمندان می باشد و اظهار نظر قطعی درباره آن نیازمند مشاهده مستمر، تفكر، تامل و تبیین دقیق می باشد.

منبع: درباره ی ترجمه/كورش صفوی





نوع مطلب : زبان شناسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
7 فروردین 94 01:52
سلام
منابع ذکر شده از این مقاله موجود نیست؟
با سپاس
16 اردیبهشت 92 19:49
That was a great translation.
22 اسفند 90 00:13
سلام این مقاله متن انگلیسیشم موجوده؟
صادق خجسته پناهسلام
درباره ی نسبیت زبانی، مقالات انگلیسی بسیار است؛ اما از متن انگلیسی این مقاله اطلاعی ندارم.
4 دی 90 13:12
سلام
من لیسانس مترجمی زبان انگلیسی هستم و شرکت مورد نظردر زمینه صنعت فعالیت می کنه.
ممنون
صادق خجسته پناهسلام
من به شما کتاب های زیر رو پیشنهاد می کنم:
1.فرهنگ کامل نامه نگاری و بازرگانی/نشر: امیرکبیر /احمد حسین مدیری
2. راهنمای کامل نامه نویسی انگلیسی اداری - تجاری - شخصی/نشر: جانزاده /جلیل دهمشگی
12 آذر 90 13:52
سلام
من قراره در شرکتی به عنوان مترجم مشغول به کار شوم اگه ممکنه چند کتاب خوب معرفی کنید تا بتوانم با مطالعه انها سطح دانش زبانی رو جهت کار در این شرکت و ترجمه ایمیل ها و قراردادها بالا ببرم
ممنون
صادق خجسته پناهسلام بر شما
آشنایی شما با زبان انگلیسی چقدر است؟
سطح تحصیلاتتان چقدر است؟
مدرکتان در چه رشته ای است؟
آن شرکت در چه زمینه ای کار می کند؟
پاسخ به این سوالات برای راهنمایی شما ضروری است.
ضمنا ایمیل خود را نیز درج فرمایید.
9 آذر 90 13:56
من الان سطح Advanced 3 کانون زبان ایران هستم و 10 روز دیگه فاینال دارم و ان شالله تمومش میکنم....زبانم هم به نظر خودم از خیلی ها بهتره.ولی خوب موندم که میگن مترجمی و اموزش زبان و ... اصلا در اینده پول توش نیست!به نظر شما واقعا این رشته ها ارزش داره که روش تمرکز کنم و تجربی رو بزارم کنار یا نه؟
راستی به زبان هم خیلی بیشتر از تجربی علاقه دارم.
صادق خجسته پناهموضوعی كه شما به آن اشاره كردید متاسفانه در كشور ما گریبانگیر تمام رشته های علوم انسانی است و تنها شامل مجموعه ی زبان نمی شود. با این دیدگاه بایستی تمام رشته های علوم انسانی را كنار گذاشت!
اما به شما اطمینان می دهم كه در حوزه ی علوم انسانی، رشته های مجموعه ی زبان در حال حاضر از بازار كار پویا تری نسبت به سایر رشته ها برخوردارند. با این حال علاقه ی شخصی و شناخت كامل از این رشته ها دو ركن مهم برای ادامه ی تحصیل در این رشته هاست.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :