تبلیغات
زبان و ترجمه - تحلیل گفتمان چیست؟
 
زبان و ترجمه
جامع ترین سایت زبان انگلیسی و مطالعات ترجمه
درباره سایت


وبگاه «زبان و ترجمه» در سال 1384 فعالیت خود را آغاز کرد. این وبگاه در آغاز فعالیت خود، توسط گروهی از دانشجویان رشته ی مترجمی زبان انگلیسی مدیریت می شد. اکنون پس از گذشت بیش از ده سال، وبگاه «زبان و ترجمه» یکی از پر بازدید ترین وبگاه های تخصصی در حوزه ی زبان و ترجمه محسوب می شود.

مدیر سایت : صادق خجسته پناه
نظرسنجی
نظر شما در مورد مطالب و محتوای سایت چیست؟








تحلیل گفتمان چیست؟

تحلیل گفتمان یا Discourse Analysis كه امروزه به گرایشی بین رشته ای interdisciplinary در علوم اجتماعی تبدیل شده است ریشه در جنبش انتقادی ادبیات ، زبانشناسی(نشانه شناسی) تاویل گرایی، هرمنوتیك گادامر و تبار شناسی و دیرینه شناسی میشل فوكو دارد.

مقدمه : تحلیل گفتمان و تحلیل ارتباطات


تحلیل گفتمان یا Discourse Analysis كه امروزه به گرایشی بین رشته ای interdisciplinary در علوم اجتماعی تبدیل شده است ریشه در جنبش انتقادی ادبیات ، زبانشناسی(نشانه شناسی) تاویل گرایی، هرمنوتیك گادامر و تبار شناسی و دیرینه شناسی میشل فوكو دارد.

بنیان های فكری تحلیل گفتمان فراتر از تحلیل متن یا نوشتار (
text analysis ) یا تحلیل گفتار است. گفتمان مجموعه ای از گزاره هایی است كه یك مفهوم كلی را در بر می گیرد. همچنین در تحلیل گفتمان فراتر از دیدگاه هارولد لاسول درباره تحلیل فرستنده ، تحلیل پیام ، تحلیل وسیله و تحلیل گیرنده (به طور مجزا) بحث می شود.

تحلیل گفتمان در هرمنوتیك با ریشه های روانشناختی از دیدگاه شلایر ماخر و با ریشه های جامعه شناختی از نظریات گادامر بهره می گیرد. اساس هرمنوتیك گادامر تاكید دارد كه معنای متن می تواند مستقل از آگاهی فردی وجود داشته باشد. او معتقد به نظریه استقلال معنای ذاتی
semantic autonomy است.

در نظرات میشل فوكو ( كه می توان از او به عنوان بنیانگذار تحلیل گفتمان یاد كرد) تاكید بر این است كه رابطه ای تعاملی بین
text و زمینه context وجود دارد. همچنین رابطه ای تعاملی و دیالكتیكی بین " گفتمان، قدرت، معرفت و حقیقت " وجود دارد. مهمترین دستاورد فوكو را تحلیل روابط قدرت و معرفت می دانند.

در تحلیل گفتمان مجموعه شرایط اجتماعی، زمینه وقوع متن یا نوشتار، گفتار، ارتباطات غیركلامی و رابطه ساختار و واژه ها در گزاره ای كلی نگریسته می شود.

واژه ها هر كدام به تنهایی مفهوم خاص خود را دارا هستند اما در شرایط وقوع و در اذهان گوناگون معانی متفاوتی دارند. انتقال، دریافت و تاثیرگذاری متفاوت و گوناگونی در پی دارند. بطور مثال رستگاری برای یك انسان دیندار مسیحی معنایی متفاوت از رستگاری برای یك انسان آزادیخواه دارد.

در ارتباطات نظریه های تحلیل عناصر ارتباطی هارولد لاسول، نظریه معنای دیدید برلو و نظریه تنوع پیام ( پیامهای برداشتی، ارسالی، دریافتی، ادراكی و اصلی ) می تواند ارتباطی نسبی با تحلیل گفتمان داشته باشد. اگرچه می توان گفت: تحلیل گفتمان برجسته ترین روش تحلیل ارتباطات است.

1- تحلیل گفتمان چیست؟

"تحلیل گفتمان (
discourse analysis ) كه در زبان فارسی به «سخن كاوی»، « تحلیل كلام » و « تحلیل گفتار» نیز ترجمه شده است، یك گرایش مطالعاتی بین رشته ای است كه از اواسط دهه ی 1960 تا اواسط دهه ی 1970 در پی تغییرات گسترده ی علمی– معرفتی در رشته هایی چون انسان شناسی، قوم نگاری، جامعه شناسی خرد، روان شناسی اداركی و اجتماعی، شعر، معانی بیان، زبان شناسی، نشانه شناسی و سایر رشته های علوم اجتماعی و انسانی علاقه مند به مطالعات نظام مند ساختار و كاركرد و فرآیند تولید گفتار و نوشتار ظهور كرده است. این گرایش، به دلیل بین رشته ای بودن، خیلی زود، به عنوان یكی از روش های كیفی در حوزه های مختلف علوم سیاسی، علوم اجتماعی، ارتباطات و زبان شناسی انتقادی مورد استقبال واقع شد.

اصطلاح «تحلیل گفتمان » نخستین با در سال 1952 در مقاله ای از زبان شناس معروف انگلیسی زلیک هریس به كار رفته است. زلیک هریس در این مقاله دیدی صورت گرایانه از جمله به دست داد و تحلیل گفتمان را صرفا نگاهی صورت گرایانه ( و ساختار گرایانه ) به جمله و متن برشمرد. بعد از هریس، بسیاری از زبان شناسان تحلیل گفتمان را نقطه مقابل تحلیل متن دانسته اند. به اعتقاد این عده تحلیل گفتمان شامل تحلیل ساختار زبان گفتاری – مانند گفت و گو ها، مصاحبه ها و سخنرانی ها – و تحلیل متن شامل تحلیل ساختار زبان نوشتاری – مانند مقاله ها، داستان ها، گزارش ها و غیره – است.

دیری نگذشت كه بعضی از زبان شناسان مفهوم را در معناهای متفاوتی به كاربردند. دسته ی اخیر معتقد بودند كه تحلیل گفتمان بیشتر به كاركرد یا ساختار جمله و كشف و توصیف روابط آن می پردازد. به عبارت دیگر تحلیل گفتمان نزد این عده عبارت بود از شناخت رابطه ی جمله ها با یكدیگر و نگریستن به كل آن چیزی كه نتیجه ی این روابط است. مطابق این تعریف، در تحلیل گفتمان، برخلاف تحلیل های سنتی زبان شناسانه، دیگر صرفا با عناصر نحوی و لغوی تشكیل دهنده ی جمله به عنوان عمده ترین مبنای تشریح معنا، یعنی زمینه ی متن (
co-text) سرو كار نداریم، بلكه فراتر از آن به عوامل بیرون از متن، یعنی بافت موقعیتی ( context of situation)، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، ارتباطی و غیره سرو كار داریم. بنابراین، تحلیل گفتمان « چگونگی تبلور و شكل گیری معنا و پیام واحدهای زبانی را در ارتباط با عوامل درون زبانی ( [ زمینه متن ] واحدهای زبانی، محیط بلافصل زبانی مربوطه و نیز كل نظام زبانی ) و عوامل برون زبانی [ زمینه ی اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی و ارتباطی و موقعیتی ] بررسی می كند.

البته زلیک هریس آن را در معنای وسیعی به كار گرفته است. او معتقد است بحث درباره گفتمان را از دو بعد می توان سامان داد: اول بسط رویه ها و روش هاس معمول در زبان شناسی توصیفی و كاربرد آن ها در سطح فراجمله ( متن ) و دوم رابطه ی بین اطلاعات زبانی و غیر زبانی مانند رابطه ای زبان و فرهنگ و محیط و اجتماع. در بعد اول صرفا اطلاعات زبانی مد نظر است، ولی در بعد دوم اطلاعات غیر زبانی مثل فرهنگ و محیط و اجتماع كه خارج از حیطه ی زبان شناسی است مد نظر قرار می گیرد.

یول و براون در تعریف تحلیل گفتمان می نویسند: « تحلیل گفتمان تجزیه و تحلیل زبان در كاربرد آن است، در این صورت نمی تواند منحصر به توصیف صورت های زبانی مستقل از اهداف و كاركردهایی باشد كه این صورت ها برای پرداختن به آنها در امور انسانی به وجود آمده اند .»

شیفرین و استابز نیز با تكیه بر گستره ی فراجمله ای تحلیل گفتمان آن را چنین تعریف می كنند، تحلیل گفتمان، « می كوشد تا نظام و آرایش فراجمله ای عناصر زبانی را مورد مطالعه قرار بدهد و بنابراین واحدهای زبانی نظیر تبادلات مكالمه ای یا متون نوشتاری را مورد بررسی قرار می دهد. بر این اساس سخن كاوی [ تحلیل گفتمان ] با كاربرد زبان در زمینه های اجتماعی به ویژه با تعاملات یا مكالمات میان گویندگان سرو كار دارد .» مجموع چند تعریفی كه از تحلیل گفتمان در اینجا آمده بیانگر آن است كه زبان شناسان در بحث از تحلیل گفتمان دو دیدگاه را مطرح می كنند : نخست ، دیدگاهی كه تحلیل گفتمان را بررسی و تحلیل واحدهای بزرگتر از جمله تعریف می كند، و دوم دید گاهی كه تحلیل گفتمان را تمركز خاص بر چرایی و چگونگی استفاده از زبان می داند. دیدگاه اول را كه به شكل و صورت متن توجه می كند ساختار گرا و دیدگاه دوم را كه به كاركرد متن توجه دارد كاركردگرا نامیده اند. اولی گفتمان را واحد مشخصی از زبان می داند كه بزرگتر از جمله است و تحلیل گفتمان را تحلیل و بررسی این واحدها برمی شمرد؛ دومی تحلیل گفتمان را مطالعه ی جنبه های مختلف چگونگی استفاده از زبان می داند كه برروی كاركردهای واحدهای زبانی متمركز است. این عده اعمال و كردار مردم و همچنین مقاصد معینی را كه آنها در به كارگیری زبان بدان توجه دارند مد نظر قرار داده و سعی می كنند معانی اجتماعی، فرهنگی و سیاسی، ارتباطی و موقعیتی آن ها را بشناسند.

تحلیل گفتمان در زبان شناسی متوقف نماند. در مدت نسبتا كوتاهی ( نزدیك به دو دهه ) این گرایش از زبان شناسی اجتماعی و زبان شناسی انتقادی، به همت متفكرانی چون میشل فوكو، ژاک دریدا، میشل پشو و دیگر متفكران برجسته ی مغرب زمین وارد مطالعات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی شد و شكل انتقادی به خود گرفت. این متفكران كه تحلیل گفتمان را بیشتر در قالب تحلیل انتقادی گفتمان (
critical discourse analysis ) بسط و گسترش دادند خود وامدار مكتب انتقادی فرانكفورت و وارثان مستقیم و غیر مستقیم آن در دهه ی 1960- ماركسیست های جدید، به ویژه گرامشی و پیروانش، ساختار گرایانی چون آلتوسر و محققان مكتب فمینیسم – بودند. مفهوم گفتمان ، امروزه به صورت یكی از مفاهیم كلیدی و پركاربرد در تفكر فلسفی، اجتماعی، سیاسی و ارتباطی مغرب زمین درآمده و با مفاهیمی چون سلطه، زور، قدرت، مهاجرت، نژاد پرستی، تبعیض جنسی، نابرابری قومی و غیره عجین گشته است. اكنون، و به همین جهت، معنای آن با آن چه صرفا در زبان شناسی مد نظر بود تغییر كرده است؛ هرچند این تغییر در امتداد مسیر معنای اولیه ی آن قرار دارد.

مفهوم گفتمان و تحلیل انتقادی آن اینک با نام فوكو همراه شده است. به نظر فوكر گفتمان ها تشكیل شده از علامات اند. اما كاركردشان از كاربرد این علامات، برای نشان دادن و برگزیدن اشیاء بیشتر است و همین ویژگی است كه آن ها را غیر قابل تقلیل به زبان، سخن و گفتار می كند. گفتمان امروزه بیانگر ویژه گی ها و خصوصیات تاریخی چیزهای گفته شده و چیزهایی است كه ناگفته باقی می می ماند. گفتمان ها نه تنها مربوط به چیزهایی است می تواند گفته یا در باره اش فكر شود، بلكه درباره ی این نیز هست كه چه كسی، درچه زمانی و با چه آمریتی می تواند صحبت كند. گفتمان ها مجسم كننده ی معنا و ارتباط اجتماعی است؛ شكل دهنده ی ذهنیت و نیز ارتباطات اجتماعی – سیاسی ( قدرت ) است. در نظر فوكو گفتمان ها همچنین اعمالی هستند كه به طور سیستماتیک موضوعاتی را شكل می دهند كه خود سخن می گویند. گفتمان ها درباره ی موضوعات صحبت نكرده هویت موضوعات را تعیین نمی كنند بلكه سازنده ی موضوعات اند و در فرآیند این سازندگی مداخله ی خود را پنهان می كنند" (1) .

2- پیش فرضها و انگارش های Assumption تحلیل گفتمان

" پیش فرضها و مفروضات تحلیل گفتمان كه از برآیند قواعد تحلیل متن، هرمنوتیک، نشانه شناسی، مكتب انتقادی، مكتب واسازی، روانكاوی مدرن و دیدگاه فوكو در دیرینه شناسی و تبار شناسی شكل گرفته، عبارت است از:

1- متن یا گفتار واحد توسط انسانهای مختلف، متفاوت نگریسته می شود. یعنی انسانهای مختلف از متن واحد برداشت یكسان و واحدی ندارند. دالی متفاوت می تواند برای اشاره به مدلولی ظاهرا یكسان استفاده شود .
2- خواندن (برداشت و تفسیر از متن) همیشه نادرست خواندن (برداشت نادرست از متن) است .
3- متن را بایستی به عنوان ی كل معنا دار نگریست و این معنا لزوما در خود متن نیست.
4- هیچ متن خنثی یا بی طرفی وجود ندارد، متن ها بار ایدئولوژیک دارند.
5- حقیقت همیشه در خطر است. درهر گفتمانی حقیقت نهفته است اما هیچ گفتمانی دارای تمامی حقیفت نیست.
6- نحوه
Syntaxمتن نیز معنا دار است، چون كه نحو دارای معانی اجتماعی و ایدئولوژیک است و این معانی در جای خود به عواملی كه دال ها را می سازند – نظیر: رمزها، بافت ها، مشاركت ها و تاریخ مختلف – وابسته اند.
7- معنا همانقدر كه از متن
Text ناشی می شود، از بافت یا زمینه اجتماعی و فرهنگی Context نیز تاثیر می پذیرد. معنا و پیام یک متن در بین نوشته های آن متن قرار دارد.
8- هر متنی در شرایط و مقعیت خاصی تولید می شود. از این رو رنگ خالق خود را همیشه به خود دارد.
9- هر متنی به یك منبع قدرت یا اقتدار (نه لزوما سیاسی) مرتبط است.
10-گفتمان سطوح و ابعاد متعدد دارد و یعنی نه یک سطح گفتمانی وجود دارد و نه یك نوع گفتمان" (2) .

3- مهمترین اهداف تحلیل گفتمان

"با توجه به پیش فرض های ذكر شده مهمترین اهداف تحلیل گفتمان عبارتست از:
1- نشان دادن رابطه بین نویسنده، متن و خواننده
2- روشن ساختن ساختار عمیق و پیچیده تولید متن یعنی «جریان تولید گفتمان»
3- نشان دادن تاثیر بافت متن ( واحدهای زبانی، محیط بلافصل مربوطه و كل نظام زبانی ) و بافت موقعیتی ( عوامل اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، تاریخی و شناختی ) بر روی گفتمان
4- نشان دادن موقعیت و شرایط خاص تولید كننده گفتمان ( شرایط تولید گفتمان )
5- نشان دادن بی ثباتی معنا؛ یعنی معنا همیشه در حال تغییر است، هرگز كامل نیست و هیچ وقت بطور كامل درک نمی شود.
6- آشكار ساختن رابطه بین متن و ایدئولوژی. تحلیل گفتمان از بدو پیدایش همواره در صدد بوده است تا نشان دهد كه هیچ متن یا گفتار و نوشتاری بی طرف نیست بلكه به موقعیتی خاص وابسته است. این امر ممكن است كاملا ناآگاهانه و غیر عامدانه باشد.
7- و هدف عمده تحلیل گفتمان این است كه تكنیک و روش جدیدی را در مطالعه متون، رسانه ها، فرهنگ ها، علوم، سیاست، اجتماع و ... بدست دهد. مبادی فكری این روش همان پیش فرضهای پسامدرن هستند" (3).


4- سطوح گفتمان در علوم اجتماعی

تصویر شماره 1 ، گفتمان به مثابه متن، كنش متقابل و زمینه ( اجتماعی )
منبع: ( نورمن فركلاف، 1989ص 25)

"این تصویر حاوی نكاتی اساسی زیر است :
الف – متن در درجه اول دارای كلیتی است كه خود بدان وابسته است. در داخل متن مجموعه ای از عناصر وجود دارند كه نه تنها به یكدیگر مرتبط بوده بلكه كلیتی را می سازند كه بدان متن یا گفتمان می گویند .

ب- متن یا گفتمان به مجموعه ای از عوامل بیرون متكی است. این عوامل هم در فرایند تولید متن موثرند و هم در فرآیند تفسیر. به عبارت دیگر دومین مربع داخل تصویر شماره 1 حاكی است كه یک متن در چه فرآیند گسترده ای تولید